تبليغاتX
تا آزادي...! - تنهايي (قسمت دوم)

تا آزادي...!

 

 تا بدين جا با پديده‌ي تنهايي آشنا شديم و آن را تبيين و تقسير كرديم. حال بايستي ديد تا چه حد اين فرضيه با جوامع انساني سازگاري دارد و آيا مي‌تواند توصيف كننده‌ي يكي از خاصيت‌هاي انساني باشد يا خير ؟! آيا اين پديده متعلق به انسان حال حاضر مي باشد يا از ابتداي زندگي بشر با او همراه بوده است.؟ نمود اين پديده در جامعه چيست و چه آثاري را در پي دارد؟ و انچه كه در انتها باييستي بدان توجه ويژه‌اي كرد اين است كه  بر اساس  اين پديده اخلاق، قوانين، هنجارها، مجازات‌ها، روابط، ساختارهاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي و ... را بايستي چگونه تنظيم كرد! اگر اين پديده در معرض سركوب قرار گرفت بر سر انسان‌ها و جوامع انساني چه پيش مي‌آيد؟ و اينكه نگاه اديان آسماني به اين پديده چگونه مي‌باشد.؟! و ...

تمامي موارد ياد شده و حتي بيشتر از آن در چندين صفحه نمي‌گنجد و مستلزم سال‌ها تحقيق و بررسي مي‌باشد. من نيز در اين راستا برداشت‌هاي شخصي خودم را مي‌نويسم.

 

تا بدين جا با توجه به فرضياتي كه در ابتداي نوشتار قبل بيان شد بدين نكته رسيديم كه انسان موجودي تنهاست، زيرا او با توجه به اختياري كه دارد و شناختي كه از محيط اطراف بدست آورده است انتخاب‌هايي را انجام مي‌دهد، افكاري را شكل مي‌دهد و عقايدي را در درون خود مي‌سازد و تبييني براي خود از جهانِ موجود و پديده‌هاي موجود در آن شكل مي‌دهد. كه تمامي اين موارد از انساني به انسان ديگر تغيير مي‌كند و هيچ دو نفري يكسان نمي‌باشند و اين همان تنهايي است بنابراين تضاد‌هايي كه  در انتخاب‌ها و رفتار و عقايد و ... مشاهده مي‌گردد نتيجه‌ي منطقي فرضيات ما مي‌باشد و در ادامه اين پديده را تنهايي ناميديم.

با مروري اجمالي در تاريخ مي‌توان ديد كه اين پديده از ابتداي تاريخ بشر با او همراه بوده است و تا امروز ادامه پيدا كرده است. بنابراين تنهايي مختص به قرن حاضر و جوامع امروزي نمي‌باشد بلكه قدمت آن به ابتداي تاريخ انسانِ آزادِ انتخابگر بر مي‌گردد چرا كه فرضيات ياد شده از ابتداي تاريخ بشر با او همراه بوده است و تا به امروز ادامه پيدا كرده است و نمود‌هاي ظاهري آن كه تضادها مي‌باشد را مي‌توان در تاريخ به كررات مشاهده نمود. براي مثال اختلافات قومي، قبيله‌اي، انقلاب‌ها، كشمكش‌هاي بر سر قدرت، به وجود آمدن جريان‌هاي فكري گوناگون، آثار هنري و به وجود آمدن سبك‌هاي گوناگون هنري، ادبي و فلسفي از جمله‌ي اين موارد مي‌باشد كه در تمامي آنها مي‌توان روح اين تضاد و تنهايي بشر را يافت. تنهايي پديده‌اي است كه از ابتداي زندگي بشر با او همراه بوده است و نمي‌توان به درستي درباره‌ي مثبت يا منفي بودن اين پديده نظر داد. تنها چيزي كه به قطعيت دراين‌باره مي‌توان گفت اين است كه: پديده‌ي تنهايي از ابتداي زنگي باشر با او همراه بوده است و همچنان با او همراه خواهد بود. بنابراين، اين پديده در ذاتِ انسانِ انتخابگر وجود دارد و جزء خواص ذاتي و جدا نشدني او مي‌باشد و هرگز نمي‌توان آن را از انسان جدا كرد (بنا به دلايلي كه در گذشته آورده شده است همچون داشتن اختيار و شناختي كه در بشر وجود دارد.) حال بايستي براي تبيين وضع موجود (گذشته و حتي آينده) اين پديده را در بررسي در نظر گرفت و با توجه به آن سيستم‌ها را بررسي نمود چرا كه خواص ذاتي سيستم‌هايي مي باشد كه انسان در آنها نقش اصلي را بر عهده دارند و به وجود آورنده‌ي آنها مي‌باشند.

انسان و تنهايي دو مفهومي جدايي ناپذير و وابسته به يكديگر هستند. با اين شرايط شايسته است تنهايي را پديده‌اي مثبت تلقي كنيم، چرا كه منفي نگريستن به آن هيچ چيز را تغيير نمي‌دهد و در تبيين و تغيير شرايط موجود (همراهي انسان و تنهايي) تاثيري ندارد و تنها نوعي آزار رواني را به همراه مي‌آورد. مثبت نگريستن به اين قضيه آرامشي را القا مي‌كند و تحمل شرايط موجود را ساده‌تر و زندگي  را لذت‌بخش‌تر مي‌گرداند. بنابراين خواننده مختار است كه آن را از ديدگاه خود مثبت يا منفي تلقي كند تنها اين نكته اهميت دارد كه اين پديده با ذات انسان و وجود او همراه است و جزء جدايي ناپذير انسان مي‌باشد.

 

تا اينجا به تكميل تنهايي پرداختم و تكرار مكررات و حاوي نكته‌ي جديدي نبود تنها حاوي بديهياتي بود و روشن كردن ابعاد موضوع و اهميت آن. حال شايسته است در ادامه اين پديده را در چند مورد اجتماعي و تاريخي بررسي كنيم و در ادامه بپردازيم به نتايج و راه‌كارهايي كه وجود اين پديده براي جوامع انساني به همراه دارد. در نوشتار بعدي 16 آذر را و حواشي آن را با اين پديده تحليل و بررسي مي‌كنم.

 

پي‌نوشت: ذكر اين نكته حايز اهميت است كه نبايستي پديده‌ي تنهايي را با برداشت عادي و روزمره‌ي تنهايي در هم آميخت. معنا و مفهوم آن همان چيزي است كه در نوشتار قبلي كاملاً تشريح گرديده است.

پي‌نوشت: شايسته است براي درك بهتر خواننده  نوشتار قبلي را در اين مورد خوانده باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 23:37  توسط آریا  |