تبليغاتX
تا آزادي...!

تا آزادي...!

اول مهر نماد حقارت و توهم دنیای امروز می‌باشد. نماد تمامی بدبختی و زجریست که انسان می‌کشد. نماد تمامی رذالت‌ها و جنایت‌پیشگی‌های انسان است. اول مهر هویت خویش را از هیچ می‌آورد و از هیچ، خود را می‌بافد و نمو می‌کند. اول مهر را نه کودکان و دانش‌آموزان می‌سازند بلکه عناصری به خون آغشته می‌سازند که کودکی کودکان و علم را از دانش‌آموزان می‌گیرند و با آن سنگ‌بنای رذالت‌های خویش را می‌نهند. اول مهر متعلق به جنایت‌پشگان تاریخ بشریست. انان می‌باشد که اول مهر را رقم می‌زنند و در وصف آن می‌بافند و می‌بافند و بدان شاخ و برگ می‌دهند و قربانی آن کودکان خردسالی هستند که در خودخواهی خودکامگان غرق شده‌اند. آری، اول مهر ساخته‌ی دست کسانیست که دستانشان به خون کودکان مظلوم آراسته گردیده است.

بوع تعفن مدارس و اول مهر، هوای سرد و رخوت انگیز پاییز را دو چندان مسموم می‌کند که تنها انسانی قادر است آن را استشمام کند که انسانیت خود را به حراج گذارد و با آن مخدری بگیرد تا دردش را التیام بخشد. نظام تحصیلی انچنان به لجن‌آلوده است که بوی تعفن آن تمامی فضای شهر را پر کرده است. صدای خنده‌های کودکان در این روزها همانند صدای خنده‌ی دیوانگان و از خودبیگانگانی است که چیزی جز صدایشان برای عرضه ندارند. نه روحیست نه هویتی. مدرسه روح و هویت انسان‌ها را می‌گیرد و در عوض کالای پست و حقیر بندگی را عرضه می‌کند.

روح کودکان از آغاز با بندگی و حقارت‌پیشگی پر می‌گردد تا در بزرگسالی بنده‌ی قدرت و شهوت و ثروت باشند. بنده‌ی انسان‌های رذلی که خون آنان را در کودکی نوشیده‌اند. بنده‌ی دنیایی که روحشان را بدان فروخته‌اند. آری، کودکان پاک و معصوم امروز، انسان‌های از روح و وجدان تهی‌ شده‌ی فردا می‌باشند و آغاز این راه مرگبار اول مهر است.

کودکان هویتشان را، انسانیتشان را و تمام وجودیتشان را با خلوص نیت تقدیم خون‌آشامانی‌ می‌کنند که چیزی جز بندگی کودکان را تاب ندارند. علم چیست؟!؟! علم همان مخدریست که درد بندگی کودکان را التیام می‌بخشد اما هویت این علم نه ذات مقدسیست برای شناخت بلکه چون جرعه آبی مسموم و زهرآگین می‌باشد که هر کس که از آن آب بنوشد چون برده‌ای می‌گردد که تنها  مالکش قدرت افسار او را دارد. علم راستین که هدفی جز شناخت ندارد هویت خود را از دست می‌دهد و جای خود را به مخدری می‌دهد که خداوندگاران زمینی به کودکان می‌نوشانند تا آنان را برای همیشه بنده و برده‌ی خویش گردانند.

آینده‌سازان نام به جد زیبایست و برازنده‌ی این مصرف‌کنند‌گان علم است. چه زیبا به کارگرانی که چیزی جز بندگی نیاموخته‌اند تشبیه شده اند. به حق که برازنده‌ی این خفتگان راه حقیقت است. آنان هستند که کاخ‌های قدرت و شهوت و ثروت را می‌سازند و در این وادی پست خویش را به ناچیزی به حراج می‌گذارند.

باران می‌بارد. هوا سرد‌تر و سردتر می‌گردد. فردا اول مهر است و کودکان خمار شده‌اند و نفس نفس می‌زنند. لحظه شماری می‌کنند برای حراجی بزرگ.

 


 

پی‌نوشت (مهم): نوشتار فوق به هیچ عنوان سیاسی نمی‌باشد بلکه با مایه‌های فلسفی نگاشته شده است. بنابراین هرگونه برداشت سیاسی از آن مغلطه می‌باشد. این را به تاکید می‌گویم چراکه امروز به علت آلوده شدن نگاه همگان به سیاست چشمان پاکی وجود ندارد که خالصانه بنگرد.

پی‌نوشت: اول مهر (1) و اول مهر (2)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:12  توسط آریا  |