تاريخ نقاب از چهرهي خيانتكاران و مدعيان دروغين خواهد برداشت. روزي در تاريخ ثبت خواهد شد همهي آنچه كه در وراي تصوير روزمرهي موجود در جوامع رخ دادهاست. آري، زماني كه تاريخ در دست كتاّب قلم به دست دربار بود گذشت و امروز يكايك اين مردم تاريخ را بازگو ميكنند و آن را به ثبت ميرسانند. آنان كه در رداي عدالت و آزادي و برابري، دست از هر جنايتي نميشويند، آنان كه در قباي دمكراسي، به هر خيانتي در قبال بشريت دست ميزنند و ... همه و همه بدانند كه ديگر تاريخ صفحاتش را بيخود پر نميكند. تاريخ، با تمام جزئيات گذشتهي شوم را در برابر ديدگان يكايك انسانها قرار خواهد داد. آنان كه از هيچ چيز نميهراسند و همچنان به اعمال شوم و پست خود ادامه ميدهند و به آن پردهي فراموشي ميكشند بدانند كه تاريخ آگاه و بيدار است و آنان را در خود خورد خواهد كرد. ديگر تاريخ از دستان قدرتمردان كوتاه شده است و هر مرد و زن تاريخ را ثبت ميكند تا حقايق راستين رسوا گردد.
آن زمان گذشت كه هر كس هرچه ميخواست ميگفت و هر آنچه از دروغ و ريا ميخواست را براي آيندگان به جا ميگزارد. ديگر تاريخ از چنگال قدرتمردان جدا شده است و به بطن جامعه و در ميان تودهي مردم رسوخ كرده است. ديگر نيازي نيست كه فرهنگ و هويت افراد و ملتها را سينه به سينه نقل كرد تا زمان موجب فرسايش آن گردد. آري زماني كه تاريخ فرسايش پيدا ميكرد به سر رسيده است و امروز روزگار جديديست كه در آن نه تنها تاريخ با جزئيات آن باقي ميماند بلكه ميتوان آثار و نتايج وقايع را در طول زمان نگريست.
ديگر دفترچهي خاطرات خصوصي معنا و مفهومي ندارد زيرا كه كوچكترين واقعيتها ثبت خواهد شد و براي آيندگان به يادگار خواهد ماند. آنان كه دفترچهي جنايات خود را در صندوقچهاي در گوشهاي از اين پهنهي پهناور پنهان كردهاند بدانند كه نامشان از صفحهي روزگار پاك نخواهد گرديد.


