جبر در اخلاق
افكار آشفته اي كه نظم نيافته در
درس اخلاق اسلامي ...!
موضوع : عوامل تربيت در انسان !!!
استاد : عوامل تربيتي 2 دسته اند : 1 . خود انسان 2. ديگران ...!
حال بررسي ديگران در تربيت انسان
استاد : خانواده مهمترين تاثير را در تربيت دارا مي باشد. بر اساس بررسي هاي انجام شده خانواده اي كه بد باشد و تربيت نادرست داشته باشند فرزندان آنها تا ده نسل بعد از خود را تربيت نادرست مي كنند و بد به بار مي آورند! و بر عكس
( نتيجه اي كه من گرفتم : همواره بد، بد مي ماند و خوب، خوب. چون هر بدي تا ده نسل بعد از خود را تضمين مي كند كه بد است و هر خوبي هم همين طور و اين زنجير تا اخر همچنان باقي مي ماند و راه گريزي از ان نيست زيرا به گفته استاد استثنا ندارد و همواره برقرار است. بنابراين همواره اخلاق مسآله اي قابل پيشبيني است و ابن جبر است.)
در جواب اينكه ببخشيد، پس ديگر اثر محيط از بين مي رود و فقط خانواده در اخلاق اثر دارد استاد فرمودند : محيط نيز اثر گذار است ولي بسيار كمتر از خانواده، در بعضي موارد مي تواند اثر خانواده را از بين ببرد ولي بسيار كم اتفاق مي افتد ولي امكان دارد.
(نتيجه اي كه من گرفتم : اين حرف با بالا در تناقض است زيرا ممكن است بر خلاف پيشبيني از خانواده بد فرزند خوبي تحويل جامعه داده شود بر اساس اثر گذاري محيط و برعكس. واين گونه ديگر جبر نيست زيرا قابل پيشبيني نيست چيزي)
ادامه كلاس.
استاد حديثي از پيامبر را نقل كردند «انساني كه خوشبخت مي شود پايه خوشبختي در شكم مادر پايه ريزي مي شود.»
(نتيجه اي كه من گرفتم : يعني از ابتداي تولد معلوم است كه چه كسي خوشبخت مي شود و چه كسي نمي شود. يعني خانواده انسان اينده او را مي سازند بد هميشه بد ميسازد و خوب، خوب. و راه گريزي نيست همواره اين چنين است بنا به گفته استاد.)
استاد در پاسخ به اين سوال كه اگر اين گونه باشد جبر است و ديگر اختياري وجود ندارد. گفتند : ما در ابتدا انسان را اينگونه تعريف كرديم ، انسان موجودي است صاحب اختيار و يكي از وجوه تمايز او با ديگر موجودات همين داشتن اختيار اوست.
( ولي به نظر من كه اين جواب هيچ ربطي به سوال نداشت و هيچ دليلي براي توجيه اختيار انسان در جملات بالا و نقض جبر به وجود اورده، نياوردند.)
استاد : كسي كه با حرام رشد كند ميل او به حرام بيشتر است.
در جواب به اين سوال كه پرسيدند كه ايا گناه او از ديگران كمتر است يا خير جواب دادند: خير، گناه او از ديگران كمتر نيست. در ادامه نيز به ضرب المثلي اشاره كردند : بار كج هرگز به مقصد نمي رسد.
(نتيجه گيري من : از اين جمله « كسي كه با حرام رشد كند ميل او به حرام بيشتر است.» برداشت مي شود كه چون نگفته هميشه بنابر اين جبر مطلق نيست ولي راه را براي اختيار تنگ تر مي كند. با اينكه استاد گفتند در همه موارد تقريبا اين گونه است. ولي جمله، جمله اي نيست كه كاملا جبر را بيان كند. فقط راه را براي اختيار تنگ تر مي كند ولي نمي بندد.)
در انتها در مورد عدل خداوند گفتند كه خداوند از همه انتظار يكساني ندارد.
(نتيجه گيري من : اولا اين سخن با بعضي از جملات قبلي در تناقض بود (كه گناه همه يكسان است.). ثانيا در كل بحث مي توان نتيجه گرفت كه در اخلاق جبري وجود دارد يعني انسان خوب و بد را مي توان از قبل شناسايي كرد و اين غير قابل تغيير است. در زنجيره خانواده اين مساله قابل پيشبيني است. از گذشته تا اينده نسل هاي يك خانواده خوبي و بديش معلوم است. با اين كه بعضي از جملات مي توان از انها برداشت غير جبري بودن را كرد اما در بعضي ديگر راه اختيار به كلي بسته مي شود و همه چيز جبر مي شود، بنابر اين با اين مجموعه به جبر مي رسيم نه اختيار.)
حالا اين مشكل براي من پيش امده، كه اگر اين گونه كه مي گويند باشد، همه چيز جبر است و اختياري وجود ندارد و خوبي و بدي همه از قبل قابل پيشبيني هستند. نمي دانم اين جبر را چگونه مي توان به اختيار تبديل كرد. ايا واقعا اخلاق از اين جبر پيروي مي كند يا اين كه همه اين حرف ها ....!


