تغيير و تحوّل
يكي از زيبايي هاي طبيعت تغييرات و تحولاتي است كه در آن رخ مي دهد. هيچ جزئي از جهان نيست كه ساكن باشد و حركت نكند. حركت و تغييريكي از قوانين جدايي ناپذير دنياي ما است. و اين تغييرات است كه آيندة يك سيستم را به وجود مي آورد.تغييرات قابل پيش بيني هستند ولي اين پيش بيني ها هيچ گاه به قطعيت نخواهند رسيد.
انسان ها نيز به واسطة اين كه در اين جهان زندگي مي كنند و قوانين حاكم بر آنها قوانين اين جهان است انسان ها نيز دائم در حال تغيير و تحول هستند و راستاي اين تغييرات است كه آيندة او را مي سازد. نمي توان اين تحولات را انكار كرد و جلوي آن را گرفت هر چند ناچيز باشند ولي وجود دارند.مي توان به اين تغييرات جهت دهي كرد ولي هيچ گاه نمي توان اطمينان داشت كه فرد مخالف اين جهت گيري ها عمل نكند. براي پايداري روابط بين افراد و گروه هاي اجتماعي و جوامع بشري دادن اين جهت گيري هاي لازم است.هيچ لزومي به تغييرات فرد به سمت جهت گيري هاي پيش بيني شده نيست ولي باعث بقاي فرد در جايگاهش در آن جامعه است.براي پيشرفت در بعضي از موارد بايد اين جهت گيري ها را ناديده گرفت ولي در بعضي از اين موارد موجب نابودي جايگاه فرد مي شود و حتي در سطح كلان تر مي تواند موجب زوال و از هم گسيختيگي آن جامعه شود.(اين جامعه مي تواند رابطه دوستي دو نفر باشد يا افرادي كه در يك كشور زندگي مي كنند.)
در جوامع انساني تغييرات بايد به گونه اي باشد كه سازگار با طبيعت انسان ها باشد وگر نه بالاخره در مرحله اي از حركت باز مي ايستد و جهت حركتش عوض مي شود. اين تغييرات نبايد باعث شود كه آزادي هاي فردي گرفته شود و بايد به آزادي انسان ها احترام گذاشت(در حوزة محدوديت هايش كه خارج از آنها نيستي است نه آزادي) ، بايد در راستاي برابري باشد و از بين بردن هرگونه تبعيض و نا برابري. اين تغييرات بايستي در جهت ايجاد حقوق مساوي و برابر بين انسان ها باشد، هر گونه بي عدالتي و نا برابري را از بين ببرد.
افسوس كه اين تغييرات در جامعه ما فاصله ها و نابرابري ها را افزايش مي دهد.به حقوق انسان ها احترام گذاشته نمي شود.آزادي هاي افراد سلب مي شود. بي عدالتي هر روز بيشتر مي شود.
اي كاش به انسانيت و حقوق يكديگر احترام بگذاريم. بي عدالتي ها و نابرابري ها و فاصله هاي طبقاتي را كم كنيم.به انسان ها حق انتخاب بدهيم.آزادي را به معناي واقعي اش درك كنيم و به آن احترام بگذاريم.تغيير يك اصل است ولي جهت گيري هاي آن بايستي سازگار با طبيعت انسان ها و انسانيت باشد وگرنه وقتيكه ازخط قرمز ها گذشت حكمش نابودي است، نابودي فرد يا جامعه.


